تبليغاتX
ممنــــ ــ ـوعه های مـــــ ــن
و مي دانم که مي دانست ز عاشق بودنش مستم وجود ساده اش بوده که من اينگونه دل بستم..

 

هیچ کس مثل تو مرا نفهمید و هیچ کس مثل تو مرا درهم نشکست...

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

گفتم دل و دين بر سر کارت کردم

هر چيز که داشتم نثارت کردم

گفتا : تو که باشی که کنی يا نکنی

آن من بودم که بی قرارت کردم

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

تو صدای پایت را

به یاد نمی آوری 

چون همیشه همراهت است

ولی من آن را به خاطر دارم

چون تو همراه من نیستی

و صدای پایت بر دلم

نشسته است

   بیژن جلالی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

نمی دانی چه شوری در سرم بود ، نمی دانی چه شوقی در پرم بود ، نمی دانی چه بودم آن زمان ها ، کجا روز جدایی باورم بود !

 


 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

باران دوست ندارم خیس می شوم سردم می شود و آغوشی برای گرم شدن نیست....

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

وقتی تَنَت آغوش بخواهد و آغوشی نباشد....

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

باید رها شده باشی تا بفهمی رنج ِ رها شدن چگونه وجودت را به تمامی ، آرام آرام خُرد می کند و تو را درهم می شکند ....

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

می روی و نمی روم بی تو به جستجوی تو
می کشی ونمی کشم دست ز آرزوی تو

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

من می شناسم این دل مجنون خویش را
پندش دگر مگوی که بی حاصلست این

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

هِی پسرک...

به یاد داری از آن زمان که دلم را به تو سپردم چقدر می گذرد؟

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

تنهاییم بوی نا می دهد....

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

آدمه دیگه ،یهو به خودش میاد میبینه که دلش رفته،اگه خوش شانس باشی که جاش با یه دل ِ دیگه پر میشه ..اما اگه نه جاش تا همیشه خالی میمونه ، گاهی غم و غصه و اشک میان یه گوشه این جای خالی میشینن گاهی نفرت و نفرین....در هر صورت همیشه درد ِ نبودن توی دلت میمونه

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

نخستین شکنجه گاه عشق قلب آدمی است...

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

آن روز با تو بودم

امروز بي توام

 آن روز كه با تو بودم بي تو بودم

 امروز كه بي توام با توام

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

ناز کش می خوام

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

شبي سرمه اي
ماهي نقره اي
 و زني تنها
نشسته بر پله خيال
 روزهاي رفته را
 غمگنانه
 زيبا زمزمه مي كند
 و در
سوگواري فاصله ها
 گيسوان پريشان خويش را
 از نوازش مهتاب
 پر مي كند


 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

دل تنگ ِعشقم ....

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

ای عشق؛
از ماندن بگو!
در چشم بیتابم بتاب،
در چشم بیخوابم بخواب
ای عشق از ماندن بگو...

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 
مي نشستم خسته در بستر
خيره در چشمان روياها
زورق انديشه ام٬ آرام
مي گذشت از مرز دنياها
 
 
 
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

اي خيالت خاطر من را نوازشبار
بيش از اين در من صبوري نيست
 بي تو من تنهاي تنهايم

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 
برخيز و بيا بـتا براي دل ما
حل کن به جمال خويشتن مشکل ما
يک کوزه شراب تا بهم نوش کـنيم
زان پيش که کوزه‌ها کنند از گـل ما
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

گفتی : برای همیشه...

 از همیشه،

              چند روز ِ دیگر باقی مانده ست؟

و گفتی : هرگز....

و هنوز،هرگز

                 نفهمیدم یعنی چه...         

حال

- هرگز-

        مرا به یاد ِ تو می آوَرد

                                 و برای همیشه     

                                                                     علیرضا صادقی       

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

به چشم هایم اعتماد نمی کنم که هنوز به دلم گیر کرده اند و دلم فقط تو را می خواهد و می بیند.....

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

هنوز هم می ترسم ببینمت.....

هنوز هم می توانی یادم بیاوری روزهای سردی که رفتی...

تمام ِتنم لرزید.........

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

بدتر از این هم مگر هست که خبری خوش بشنوی اما کسی نباشد که خوشحالیت را با او قسمت کنی؟

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

در پی نشانی از توام

اما هيچ كس

به آهنگ تو نيست........

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 
به خوابی دیدمش غمگین نشسته
گرفته در بغل چنگی گسسته
من این چنگ حزین را می شناسم
دریغا عشق من ، عشق شکسته
 
 
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

وقتی تنهایی هایم را می بینی و تلخی ِ لحظه هایم را

اما همچنان آرام می مانی ....

سکوتت مرا دیوانه می کند...

خدایا خوابی؟

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

دلم می خواهد بخوابم و بیدار نشوم دیگر....

یا لااقل وقتی بیدار شوم ه دنیا زیباتر از این باشد ....

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  | 

 

غافلگير عشق
 سر به هوا مي شود
 با نگاهي
به بي قراري دريا
 و من‌آن روز ديدم
 كه چگونه
قلب دخترك ليلي
مي تپيد
در ميان
گيسوان بيد مجنون


 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط من  |